شعرعاشقانه.عکس عاشقانه.داستان shahzady.iljima20 | ||
من هستما. فکر نکنید رفتم ثبت ناما..اصلن هیچ رقمه نشد.خاک تو سرشون نه پرواز دارن نه اتوبوس یعنی اتوبوس دارنا اما 1 روز در میونه فکر کن.پروازم به هیچ جا ندارن منم که حال ندارم اینهمه راه با اتوبوس برم و بیام در نتیجه عزم وجزم کردم بخونم واسه اردیبهشت و هنوزم شروع نکردم. این هفته هم رسمن همش اینورو اونور بودم 1روز خونه دختر خاله موندم کلی برف بود.کلاس رفتیم با ار گوشیم نشد بیارن برام رفتم ولایت رفتم افتتاحیه مجتمع که یکی از مغازه هاشو دکور کردیم با ار و تمومم نشده بود و اون شب خدا به خیر گذروند. اها ار هم یه چیزی اون هفته گفت که من روش یه جور دیگه حساب کرده بودم. امروزم موندم تو خونه استراحت کنم فقط که خوب انقدر خرده فرمایشات بابا رو انجام دادم روانم صاف شد. هیچی دیگه گفتم بیام بگم چی به چی بود. اها یه کاری هم کردم نمی دونم بد بود یا نه. اما اون روز رفتم شرکت ار خودش نبود خودم تنها بودم یه کاری داشتم.بد لپتاپش اونجا بود بدجور وسوسه شدم برم بشینم عکسارو ببینم نزدیک 83637849 تا عکس داره از دوران ماقبل تاریخ تا الان که هنوز نتونستیم همشو با هم ببینیم خلاصه رفتم روشن کردم و همونجوری که داشتم عکسا و فیلمارو می دیدیم زیر و پیر فایلاشو ریختم بیرون تا یه فایل فقط همین یه دونه رو پیدا کردم که طرف سابقش توش بود مربوط می شد به 1 هفته قبل از اینکه رسمن تموم کنن و 2 هفته بعدشم من وارد شدم. فقط یه تیکه فیلم 2مینی بود که اونم همه توش بودن تو یه کافی شاپ براش تولد گرفته بود دختره. خوب من می دونستم اما بی نهایت دلم می خواست ببینمش چه شکلیه.اه اه می گفتن زشته ها من باورم نمی شد از اونا که به زوره 100 قلم ارایش و بینهایت جلف بودن خودشونو انگشت نما می کنن.اه اه حالم بد شد. اما بلاخره به مراد دلم رسیدماااااااااااا چه پست چررتی اما از هیچی بهتر بود مگه نه؟ ![]() نظرات شما عزیزان: برچسبها: | ||
[ طراحی : پرشین اسکین ] [ Weblog Themes By: Persian Skin ] |